|
|
|
|
|
سلام دوستان عزیز. هر چه فکر کردم چه عنوانی واسه این شعر پیدا کنم نتونستم.به نظر من از اون شعرهایی است که هر بیتش خودش یه دنیا حرف داره. ای کاش بتونیم یه حرفی از اونو سرلوحه زندگیمون قرار دهیم. ما گدایان خیل سلطانیم شهربند هوای جانانیم بنده را نام خویشتن نبود هر چه ما را لقب دهند آنیم گر برانند و گر ببخشایند ره به جای دگر نمیدانیم چون دلارام میزند شمشیر سر ببازیم و رخ نگردانیم دوستان در هوای صحبت یار زر فشانند و ما سر افشانیم هر گلی نو که در جهان آید ما به عشقش هزاردستانیم تنگ چشمان نظر به میوه کنند ما تماشاکنان بستانیم |
||
|
|
|
|
|
با سلام و آرزوی سلامتی
امروز می خواهم از یه قانون علم مدیریت براتون بگم که برای بهتر سازی یه زندگی بدون تاثیر نیست. این قانون به یادبود بنیانگذارش اقتصاددان ایتالیایی ویلفردوپارتو به اصل پارتو معروف است.پارتو آن را اولین بار در سال ۱۸۹۵ ارائه داد.او به طور طبیعی متوجه شد که مردم جامعه اش به طور طبیعی به دو طبقه تقسیم شده اند.طبقه اشراف که ۲۰٪ از پول و امکانات رفاهی کشور را در اختیار داشتند و طبقه اکثریت محروم که ۸۰٪ بقیه را تشکیل می دادند. او بعدها متوجه شد که تمامی فعالیتهای اقتصادی نیز تابع همین اصل هستند. یعنی برای مثال ۲۰٪ از فعالیتهای شما ۸۰٪ از نتیجه کارتان را ایجاد می کند.یا ۲۰٪ از مشتریها ۸۰٪ از کالای شما را می خرند.متاسفانه اکثر آدمها در مورد همان ۱۰ یا ۲۰ درصد از فعالیت ها که بیشترین ارزش را دارند سستی می کنند و در عوض همه وقت و انرژی خودشان را بر روی آن ۸۰٪ از فعالیتها که اهمیت کمتری دارند تلف می کنند. به همین خاطر است که اغلب اوقات افرادی را مشاهده می کنید که ظاهرا همه روز را مشغول کار و فعالیت شدید هستند ولی نتیجه بسیار کمی می گیرند.بنابراین همیشه قبل از انکه کار خود را آغاز کنید از خود بپرسید که آیا این کار جزء ۲۰٪ کارهای مهمتان هست یا نه. فعالیتی را که بیشترین تاثیر را بر زندگی تان دارد به عنوان هدف انتخاب کنید و برای دستیابی به آن برنامه ریزی کنید و فوراً به آن عمل کنید. این جمله گوته را همیشه آویزه گوش کنیم : فقط شروع کن تا مغزت گرم شود و ادامه بده تا کار تکمیل شود. مطمئن باشید با تمرین و ممارست طبق این قانون خودتان شاهد تغییرات دلخواهی خواهید بود. به امید آرزوی زندگی بهتر |
||
|
|
|
|
|
زندگی رشته ای از فرصتهاست لحظه هايش همه در خدمت ماست؛ زندگی يک شعر است آوازی است؛ زندگی زندگی قصه ای از خوب و بد است خوبهايش بنويسيم همه، نکند زندگی شيرين را زندگی مزرعه پاکی هاست؛ با ستمکاری خود زشت کنيم نکند صدق و صفا را روزی زندگی يک راز است؛ آی! ای رهگذران ره عمر! قله از ما دور است است؛ "حق"زندگی يک زندگی دريايی است روی امواج نشينيم و چو باد ثروت بی پايانی است، زندگی است "پيمانی" زندگی |
||
|
|
|
|
|
يك روز سوراخ كوچكي در يك پيله ظاهر شد. شخصي نشست و چند ساعت به جدال پروانه براي خارج شدن از سوراخ كوچك ايجاد شده درپيله نگاه كرد.
سپس فعاليت پروانه متوقف شد و به نظر رسيد تمام تلاش خود را انجام داده و نمي تواند ادامه دهد.
آن شخص تصميم گرفت به پروانه كمك كند و با قيچي پيله را باز كرد. پروانه به راحتي از پيله خارج شد اما
بدنش ضعيف و بالهايش چروك بود.
آن شخص باز هم به تماشاي پروانه ادامه داد چون انتظار داشت كه بالهاي پروانه باز، گسترده و محکم شوند و از بدن پروانه محافظت كنند.
هيچ اتفاقی نيفتاد!
در واقع پروانه بقيه عمرش به خزيدن مشغول بود و هرگز نتوانست پرواز کند.
چيزی که آن شخص با همه مهربانيش نميدانست اين بود که محدوديت پيله و تلاش لازم برای خروج از سوراخ آن، راهی بود که خدا برای ترشح مايعاتی از بدن پروانه به بالهايش قرار داده بود تا پروانه بعد از خروج از پيله بتواند پرواز کند.
گاهی اوقات تلاش تنها چيزيست که در زندگی نياز داريم.
اگر خدا اجازه می داد که بدون هيچ مشکلی زندگی کنيم فلج ميشديم، به اندازه کافی قوی نبوديم و هرگز نميتوانستيم پرواز کنيم.
من قدرت خواستم و خدا مشکلاتی در سر راهم قرار داد تا قوی شوم.
من دانايی خواستم و خدا به من مسايلی داد تا حل کنم.
من سعادت و ترقی خواستم و خدا به من قدرت تفکر و قوت ماهيچه داد تا کار کنم.
من جرات خواستم و خدا موانعی سر راهم قرار داد تا بر آنها غلبه کنم.
من عشق خواستم و خدا افرادی به من نشان داد که نيازمند کمک بودند.
من محبت خواستم و خدا به من فرصتهايی برای محبت داد.
« من به هر چه که خواستم نرسيدم ...
اما به هر چه که نياز داشتم دست يافتم»
بدون ترس زندگی کن، با همه مشکلات مبارزه کن و بدان که ميتوانی بر تمام آنها غلبه کنی
|
||