تبليغاتX
زندگی برتر
در مورد هر چیزی که دانستنش در زندگی به ما انسانها کمک می کند.علوم - روانشناسی- عرفان و .....

اگر نميتواني بلوطي بر فراز تپه اي باشي

بوته اي در دامنه اي باش.

ولي بهترين بوته اي باش که در کناره راه ميرويد.

اگر نميتواني بوته اي باشي ، علف کوچکي باش.

چشم انداز کنار شاهراهي را شادمانه تر کن.

اگر نميتواني نهنگ باشي ، فقط يک ماهي کوچک باش.

ولي بازيگوش ترين ماهي درياچه باش.

همه ما را که ناخدا نميکنند ، ملوان هم ميتوان بود.

در اين دنيا براي همه ما کاري هست .

کارهاي بزرگ ، کارهاي کمي کوچک .

و آنچه که وظيفه ماست ، چندان دور از دسترس نيست.

اگر نمتواني شاهراه باشي ، کوره راه باش.

اگر نميتواني خورشيد باشي ، ستاره باش.

بابردن و باختن ، اندازه ات نميگيرند.

هر آنچه که هستي ، بهترين باش

+ نوشته شده در  سه شنبه 1385/05/31ساعت 13:41  توسط انسان خاکی  | 

هموطنان عزيزم اگر شما صلاح خود خانواده جامعه و ايران عزيزمان را خواستاريد و اگر مي خواهيد كه از تفكر غلطي كه گريبانگيرش هستيم و باعث شده تا دل به آرزوهاي خود ببنديم و دست از تلاش و كوشش برداريم لطفا اين چند سطر را بخوانيد تا شايد باز هم كشور عزيزمان مثل گذشته قدرت خود را در جهان بدست آورد .قدرتي كه دليل اصلي آن روشن بيني آريائيان و دوري ايشان از جهل و خرافات بود . ولي متاسفانه امروز و از همان آغاز ورود اسلام عزيز به ميهن زيبايمان افرادي پيدا شدند كه خواه از روي جهل و ناداني و به خيال خامشان خدمتي به اسلام نمايند و خواه به خاطر ايجاد منافع خاص براي اجنبيان و نامحرمان اين آب و خاك اقدام به فرهنگ سازي غير صحيح آنهم با توسل به بيرحمانه ترين روشها كه همانا سوءاستفاده از دين مبين اسلام بود كردند كه نمونه اش درگذشته  و امروز ما بسيارند و متاسفانه موفق هم شدند
پس اگر دل در گرو ميهن عزيزمان داريد و خواهان سربلندي اين پرچم سه رنگ زيبا هستيد اين مطالب را به دقت بخوانيد ،درباره اش فكر كنيد و آن را براي ديگران هم ارسال كنيد تا به ي ياري اهوراي پاك باز هم بتوانيم مصداق كامل اين جمله محمد پيامبر پاک حداوند باشيم  كه فرمودند
اگر دانش در ستاره ثريا هم باشد اين مردماني از پارس(ايرانيان) هستند كه به آن دست خواهند يافت

 
 
تقدير چيست؟

به راستي اين واژه چه معنائي را دارد؟


آيا تقدير حقيقت است يا يك خيال .خيالي كه منشاء آن ريشه در خرافات دارد؟
نظر شما چيست؟
من در اين مقاله مي خواهم به بررسي تقدير و اينكه گفته مي شود كه سرنوشت همه ما از قبل رقم خورده و ما هيچ اختياري در مورد آينده خود نداريم ،بپردازم. باشد كه اعتقاد پوچي كه متاسفانه گريبان اكثر مردم خوبمان را گرفته از بين برود .اميدوارم تا انتهاي اين بحث با من همراه شويد
اكثر ما مسلمانان بر اين اعتقاد هستيم كه تقدير از پيش سرنوشت ما را تعيين كرده و ما هيچ كاري نمي توانيم انجام دهيم
به عبارت ديگر در موقع تصميم گيري در مورد آينده مي گوئيم هر چه كه خدا بخواهد
خدا چه چيز را مي خواهد؟ خدا همان را مي خواهد كه ما مي خواهيم


آيا شما باور مي كنيد كه اين ما هستيم .كه آينده خود را مي سازيم؟ خوب يا بد . چگونه ؟
عرض مي كنم
در طبيعت يك  نيروي پر قدرت با شعور زياد جاكم است كه خداوند متعال براي ايجاد نظم در طبيعت آنرا به وديعه گذاشته.
كار اين نيرو ايجاد عكس العمل براي هر عمل است كه چه در اشعار يا در گفتار عامه همه ما بسيار درباره آن شنيده ايم .مثل نمونه هاي ذيل
از مكافات عمل غافل مشو گندم زگندم برويد ،جو زجو
هر چقدر پول بدي آش مي خوري
اي كشته كه را كشتي كه كشته شدي زار
چوب خدا صدا نداره
نفرينت مي كنم
اينها تنها نمونه بسيار كوچكي از هزاران مثالي است كه ما آنها را بكار مي بريم اما عمل نمي كنيم
بگذاريد به طور ساده تر از قبل به بررسي موضوع بپردازيم
سخن من اين است كه اگر ما امروز يك كار خوب كنيم بدون شك نتيجه آنرا در فردا خواهيم ديد .نتيجه اي كه چند برابر بهتر از خوبي است كه انجام داديم
و اگر هم بدي كنيم نتيجه آنرا مدتي بعد در همين دنيا خواهيم ديد
اينها همه تجربيات من است كه همه را با چشم خود ديدم و از اين رو به شدت به انها اعتقاد دارم
من ديدم كه كساني كه در جواني از هر آزاري نسبت به مردم فرو گذاري نمي كردند چه بلائي سرشان آمد و با رنج و بد بختي زندگي مي كردند .نه مي مردند و نه خوب مي شدند .بدترين حالتي كه براي يك فرد ممكن است روي دهد .غرق در بيماري و بي احترامي و غيره
من ديدم كه افرادي كه مال مردم را خوردند چه بلائي سرشان آمد
من ديدم فردي را كه در پستي بود كه وظيفه اش ايجاد نظم و قانون بود ولي به رشوه قضيه را حل مي كرد . از كساني كه قدرتي نداشتند به زور رشوه مي گرفت ولي با آشناها هر خدمتي مي كرد
وخودش هم ديد يك روز .چيزي را كه سالها از چشمش مخفي بود
چيزي كه از همان روزهاي اولي كه به زور از مردم فقير رشوه مي گرفت سرش آمده بود ولي حالا خبردار شده بود
آري همسري كه به خيال خودش چادري بود و به نجابتش افتخار مي كرد . بازيچه دست هر مرد كوچه و بازاري شده بود .همه مي دانستند الا خودش .زيرا به ماموريت مي رفت تا با گرفتن بهانه هاي واهي از عملكرد ضعفا از آنها رشوه بگيريد.
من ديدم كسي كه خريد و فروش مواد مي كرد دخترش چكاره شد پسر خودش معتاد و همسرش هم
اما از سوي ديگر من اينها را هم ديدم و با تمام وجود لمس كردم
كسي كه هر وقت كه يكي از نزديكان يا آشنايان از او طلب ياري مي كرد هر كاري كه مي توانست براي حل مشكل ايشان انجام مي داد تا اينكه يك روز به سفري رفتند و متاسفانه ماشين به ته دره رفت و خوش بين ترين افراد هم مي گفتند كه همه آنها مرده اند
ولي آنها به بيمارستان رفتند و چند روز بعد مداوا شدند ولي عجيب تر از همه كودك خردسالشان هيچ آسيبي نديده بود
لطفا به اين روايت هم توجه كنيد
روزي به پيامبر اكرم خبر دادند كه جوان مومني عروسي كرده و ايشان فرمودند كه مبارك باشد ولي براي ايشان يك قبر بسازيد زيرا ايشان امشب خواهد مرد .
اصحاب همين كار را كردند ولي خبري از مرگ جوان تازه داماد نبود .اصحاب پيش پيامبر آمده و گفتند يا رسول الله جوان كه هنوز زنده است
پيامبر پاسخي ندادند و رو به سمت منزل جوان حركت كردند .در را به صدا در آوردند خود جوان آمد و از ديدار رسول خدا خوشحال شده و وي را به خانه تعارف كردند. پيامبر وارد شده ،نشستند و سپس از جوان پرسيدند :اي جوان آيا ديروز كار نيكي انجام دادي.جوان چيزي نگفتند .باز پيامبر رو به جوان كردند كه اي جوان بگو كاري كه كردي و بدان كه پاداشت در نزد خدا ي محفوظ بوده و ريا به حساب نمي آيد ايا به كسي كمك كردي
جوان گفت :يا رسول الله من وهمسرم مي خواستيم شام بخوريم كه فردي آمد و گفت من و بچه ام گرسنه ايم .غذائي داريد تا به ما بدهيد و ما با اينكه خودمان هيچ طعامي نداشتيم ولي طعام را براي رضاي خدا به وي داديم.
كه در همين حال پيامبر به جوان گفت اي جوان از محلي كه نشته اي برخيز .جوان از آن محل بلند شد و رسول الله حصيري را كه جوان تازه داماد بر روي آن مي نشست كنار زد و همه اصحابي كه آنجا بودند مار سياهي را ديدند كه در زير حصير است .سپس پيامبر رو به جوان كرد و گفت اي جوان ديشب اين مار سياه قصد جانت را كرده بود و مي خواست تو را نيش بزند كه هر كه را اين مار نيش بزند وي در جا جان خواهد داد اما بواسطه كار نيكي كه انجام دادي خداوند اين بلا را از تو دور كرد.
آري عزيزان اينها تنها نمونه بسيار كوچكي از اتفاقاتي است كه ذكر كردم .شما خود مي توانيد به بررسي دقيق گذشته افرادي بپردازيد و ببينيد كه در گذشته چه كار كرده اند كه اينك و در سنين پيري عزت و احترام دارند و يا اينكه به بدبختي تمام افتاده اند
آري دوستان سخن من اين است كه
بيائيم آينده خود را با انجام كارهاي خوب تضمين كنيم.
و اما بحث ديگري مر بوط است به اينكه اين نيروي الهي چه پاداشي به افراد خوب مي دهد
لطفا به اين بخش دقت بيشتري نمائيد
من دوستي دارم بسيار خوب و مهربان
وي روزي قصد كرده بود تا برود تا با دختري آشنا شود و قصد وي هم از دوستي با ايشان آشنائي بيشتر براي ازدواج بود. مدتي طولاني صبر كرده بود تا آن دختر حاضر به صحبت با او شود
از خوشحالي در پوست خود نمي گنجيد بهترين لباس خود را پوشيد تا در نظر محبوبش جلوه كند .از من خداحافظي كرد و راه افتاد .ولي متاسفانه همان سر كوچه بر اثر تصادف با يك وانت بيهوش شد ،پايش شكست و به بيمارستان رفت
رفتم عيادتش .گريه مي كرد و به من گفت : تو مي گوئي كه عدل خدا بي همتاست و هر كه خوبي كند ،خوبي مي بيند و هر كه بدي كند بدي مي بيند
من كه كار بدي نكرده بودم .حتي كسي را هم آزار نداده بودم .قصدم هم خير بود .ولي بدي ديدم .

چرا؟
من جوابي به وي ندادم و فكر كردم و فرداي همان روز به اين نتيجه بسيار جالبي رسيدم .سريع به عيادتش رفتم و گفتم .آمده ام جواب سوالت را بدهم .به راستي آيا مي داني كه اين شكستن پاي تو بلا بود كه بر سرتان آمد .كه ايشان هم تعجب كرد و هم خنديد و گفت يعني تو مي گوئي كه شكستن پا لطف خداست .اگر اينطور است من لطف خدا را نمي خواهم
گفتم خير شكستن پا كه لطف خدا نيست ولي اگر قرار بود كه شما از سر كوچه برويد سر خابان و با يك كاميون تصادف كرده و خداي ناكرده جان مي داديد
حال آيا اين لطف خداوندنبود كه پايتان را همان سر كوچه شكست تا شما نتوانيد به استقبال مرگ رويد؟
فكري كرد و خنديد
نظز شما چيست؟ ممنون خواهم شد كمي در اين باره فكر كنيد
و كمي هم به اين دوگفته بينديشيد
اشو زرتشت پيامبر پاك ايران باستان
رفتار نيك گفتار نيك پندار نيك
پيامبر بزرگ اسلام
يك دقيقه تفكر بالاتر از هفتاد سال عبادت است

+ نوشته شده در  دوشنبه 1385/05/30ساعت 10:30  توسط انسان خاکی  | 

 چگونه آينده ای درخشان داشته باشيم ؟ 
 

1- بدانيم كه زندگي هميشه عادلانه با ما برخورد نمي كند. آنچه مجبور به قبولش هستيم ، بپذيريم و مواردي را كه قادر به تغييرشان هستيم تغيير دهيم.
2- قبل از انجام هر كاري درباره آن خوب فكر كنيم. يك لحظه بي دقتي سال ها پشيماني و اندوه را به همراه مي آورد.
 
3- در جست و جوي زيبائي موجود در زندگي ، طبيعت و مردم باشيم.
 
4- سپاسگذار دارائي هاي مادي خود ، مردم و لحظاتي كه سپري مي شوند ، باشيم.
 
5- تمام سعي و تلاش خود را براي بوجود آوردن سرگرمي هاي مفيد به كار گيريم. اين راه بهترين روش براي بوجود آوردن رشته هاي محبت بين ديگران و خودمان است و خاطرات زيبائي را ترسيم مي نمايد.
 
6- زماني را به خود اختصاص دهيم و كاري را انجام دهيم كه ار آن لذت مي بريم و هيچ گونه احساس گناهي از انجام دادن آن نداشته باشيم.
 
7- ديگران را بدون قضاوت كردن درباره شان بپذيريم و بدانيم هر فرد با ديگري متفاوت است.
 
8- ديگران را ببخشيم ، زيرا دلخور بودن از ديگران بيشتر خود ما را مي آزارد.
 
9- ذهن خودمان را براي ديده هاي جديد آماده كنيم و از سعي و تلاش نترسيم.
 10- در ذهن خود برنامه هايي را تصور كنيم و به سوي چيزي كه مي خواهيم ، حركت كنيم

 

شما همان چيزی هستید که فکر میکنید
 
شما همان چيزي هستيد كه فكر مي كنيد و در عين حال مي توانيد نيازهايتان را نيز احساس كنيد. پس هدفي والا براي خودتعيين كنيد و در راه تحقق آن نهايت تلاشتان را به كار ببنديد.
تمامي احساسات، عقايد و دانش ما به افكار دروني مان ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ بستگي دارد و چه بدانيم يا ندانيم تحت كنترل هستيم و مي توانيم مثبت يا منفي، مشتاق يا بي تفاوت، فعال يا غيرفعال باشيم.
 

بزرگ ترين فرق بين مردم، رفتار و طرز برخورد آنان است. براي برخي، يادگيري لذتبخش و هيجان انگيز است، براي ديگران سخت و خسته كننده و براي بسياري ديگر، يادگيري فقط كاري ضروري براي پيدا كردن شغلي مناسب محسوب مي شود.
 
رفتارها و طرز برخورد ما در حال حاضر عادت ناميده مي شود كه به علت دريافت بازخورد از طرف والدين، دوستان، جامعه و خودمان شكل مي گيرد و در واقع تصويري است از ما وجهان ما.
 
اين رفتارها غالباً به وسيله گفتگوي دروني كه مرتباً با خود ـ آگاهانه يا غيرآگاهانه ـ داريم، تقويت مي شوند. در واقع اولين گام براي تغييررفتار، تغيير گفتگوي دروني ماست. يكي از روش هاي تغيير عبارت است از تعهد، كنترل وچالش.
 
تعهددر خود تعهد و الزام مثبت به خود، يادگيري، كار، خانواده، دوستان، طبيعت و ديگر چيزهاي با ارزش ايجاد كنيد. به خود و ديگران ارج نهيد. در آرزوي موفقيت باشيد. با شوق و اشتياق زندگي كنيد و كارهايتان را انجام دهيد.
 كنترل فكر خود را روي چيزهاي مهم متمركزكنيد. براي چيزهايي كه به آن ها فكر مي كنيد و كارهايي كه انجام مي دهيد

هدف و اولويت تعيين كنيد، از قبل تمامي فعاليت هاي خود را در ذهن تصور و مرور كنيد. براي مقابله با مشكلات، استراتژي داشته باشيد، ياد بگيريد كه چگونه به خود آرامش بدهيد. ازموفقيت ها لذت ببريد و با خود روراست باشيد.
 

چالش
مشوق خود باشيد. هر روز رفتار خود را تغيير دهيد و بهبود بخشيد. تمام تلاش خود را به كار ببنديد و به عقب برنگرديد.

يادگيري و تغيير را غنيمت بشماريد. چيزهاي نو را امتحان كنيد. گزينه ها و انتخاب هاي مختلف را درنظر بگيريد. با افراد جديد آشنا شويد. هر چيزي را كه نمي دانيد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1385/05/29ساعت 11:7  توسط انسان خاکی  | 

مطلبی را از مجله موفقیت را برای شما می فرستم. خواندن این مجله را به دوستان عزیز پیشنهاد می کنم.

بسیاری از ما شنیده ایم که نیمه پر لیوان یعنی مثبت نگری و نیمه خالی لیوان یعنی منفی نگری.اما هنگامی که در لیوان هیچ آبی نیست چه؟

باید بدانیم تفکر و عمل مثبت در کنار هم خصوصیات یک انسان مثبت نگر واقعی است.یعنی حتما عمل مثبت باید پشتبند تفکر مثبت باشد. باید سعی کنیم مقداری آب درون لیوان برزیم.مدتی بود جوانی برای کار به من مراجعه می کرد و ابراز داشت که هر روز عبارت تاکیدی را تکرار می کند و مطمئن است که شغلی عالی نصیبش میشود. چند هفته بعد مراجعه کرد هنوز شغلی پیدا نکرده و احساس سرخوردگی می کرد.به او گفتم هیچ پیشنهاد کاری نداشتی؟ گفت بله داشتم.اما با فکری که داشتم فاصله داشت.بهش یادآوری کردم وقتی دست به هیچ عملی نزنی چطور انتظار داری شغلی مناسب پیدا کنی.شاید این شغل زمینه ای برای شغل مناسب تر تو باشد.

آری دوستان دست از عمل بر ندارید.

از تو حرکت از خدا برکت

+ نوشته شده در  جمعه 1385/05/27ساعت 13:4  توسط انسان خاکی  | 

با سلام خدمت تمام دوستان - همسفران- همراهان و هموطنان عزیز

در این وبلاگی که تاریخ تولدش ۲۵/۵/۸۵ است سعی می کنم به کمک شما از تمام مسائلی که در زندگی به ما کمک می نماید بنویسیم. ولی بیشتر بحثم روی انسان و زندگی و موفقیت است.

من یک انسان خاکی سعی خواهم نمود تجربیات گذشته و آینده خود را با شما شریک باشم.

اسم نویسنده به اسم انسان خاکی یک اسم مستعار و اشاره ای به انسانی که  هستیم.

اسم وبلاگ هم زندگی ۱۰۰ اشاره ای به ماکزیمم ۱۰۰ ساله زندگی یک بشر دارد .

که البته امروزه به ۶۰ و ۷۰ تقلیل یافته.

امید است بتوانیم به هم کمک کنیم تا در این ره  همسفرانی خوب باشیم.

در پناه حق

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1385/05/25ساعت 11:5  توسط انسان خاکی  |